تبليغاتX
معمولیه معمولی

این داستان یه جورایی واقعیه !!!!

بهم گفت پاشو رای بده . اگه رای ندی اونی که نباید رای بیاره انتخاب می شه ها !

گفتم خیلی فرقی نمی کنه . ما به اندازه ی کافی گول خوردیم . بزار به جمعه مون برسیم .

گفت می خوای به اونی که نمی فهمه حق انتخاب بدی ؟

گفتم واسه من خیلی فرقی نمی کنه !

گفت اگه من برم برات صندوق سیار بیارم رای می دی ؟

گفتم نمی خوام !

گفت اصلا شناسنامتو بده من برم برات برگه ی رای می گیریم تو همین تختت در حالی که لمیدی رای بده !

گفتم هر کار دوست داری بکن من رای بده نیستم

خلاصه رفت و جلدی برگشت

گفت بیا اینم یه برگه ی رای خوشگل . بنویس و بده خودم می برم برات میندازم تو سطل آشغال

گفتم من که گفته بودم رای نمی دم بی خودی خودتی خسته نکن

گفت حالا که اینجوری لج کردی

منم برگه ی رایت رو می خورم !!!!!!!!!!!!!!

 

لینک عکس


پ نونز !

1- این پست ماله دو روز پیشه ! اینترنت ما مثله اس ام اسا قطعه ! داریم به عصر حجر بر می گردیم

2- به همین ترتیب پست روز مادر با یکی دو روز تاخیر به روز می شه 

3- ترکوندم دیگه کسی نگه دیر آپ می کنی

4- ابراز همدردی می کنم واسه همه ی کسانی که فریب این سیاه بازی رو خوردن و حظور گسترده داشتن تا ازشون سواستفاده بشه !

ایشالا دفعه ی بعد دیگه نیازی نباشه این شیخ کهن سال اینهمه بیدار گری کنه . اما چه فایده


+ نوشته شده در  یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 14:47  توسط س.ع.ب  |